طيور طيور .

طيور

به كارگيري از دانه كتان در غني سازي تخم مرغ

متغذيه دام دانش گاه تربيت مدرس غذا نقش مهمي را در سلامتي بشر ايفا مي كند . از بين غذاهايي كه مواد مغذي مورد نياز بدن را تامين مي كنند تخم مرغ منزلت ويژه اي دارااست و منشا بي نياز و متوازني از اسيدهاي آمينه، اسيدهاي چرب، مواد معدني و ويتامين ها مي باشد . 
از آنجايي كه اندازه اسيدهاي چرب، مواد معدني و ويتامين هاي تخم مرغ به راحتي از نحوه جيره قابل دستكاري و در دست گرفتن است، محققين بسياري در صدد ايجاد تغييرات مقداري و كيفي در تخم مرغ برآمده اند . همينطور تخم مرغ به علت دسترسي آسان، بسته بندي ارگانيك فوق العاده و مصارف غذايي مختلف زمينه اعتنا قرار گرفته و بخش اعظمي كوشيده اند تا تخم مرغ را به بسته اي مواد مغذي مسئله نياز انسان تبديل نمايند بطوريكه در بعضي از بخشها با غني سازي تخم مرغ از عناصر و ويتامين ها همت در بر طرف نمودن كمبودهاي اين عناصر در حيطه گرديده مي باشد براي نمونه غني سازي تخم مرغ با عنصر يد كه در بخش اعظم دولت ها انساني با كمبود آن مواجه هستيم مي تواند ايراد كمبود اين عنصر را بر طرف كند . همچنين غني سازي تخم مرغ با اسيدهاي چرب ω-3 مي تواند نسبت اسيدهاي چرب ω-6 به ω-3

را در بدن تصحيح نمايد و خطر ابتلاء به بيماريهاي قلبي و عرقي را در سالمندان كاهش دهد . 
غني سازي تخم مرغ با اسيدهاي چرب غير اشباع با يك‌سري لينك دوگانه ω-3 (PUFA n-3) بوسيله منابع زيادي از قبيل روغن ماهي، دانه كتان، دانه كانولا، دانه چيا و جلبكهاي ريز كه از اكثر ترين منابع همگاني براي اين مراد مي باشند موجب افزايش مقادير اين اسيدهاي چرب در زرده تخم مرغ مي شود بيشترين ساخت تجاري تخم مرغهاي غني از اسيدهاي چرب امگا-3 از طرز مرغهايي هست كه جيره هاي بي نياز از دانه كتان دريافت داشته اند . دانه كتان دربردارنده حدود 42% روغن است كه اين روغن خويش حاوي بيش از 50% آلفا لينولنيك اسيد(ALA 18:3) مي باشد . افزايش 5 تا 15% دانه كتان منجر ارتقا متغيري به ميزان 9 تا 35% در دوكوزاهگزانوئيك اسيد (DHA) تخم مرغ مي شود . ولي پژوهش ها جديدتر مقدار مناسب دانه كتان را در جيره 5 درصد گزينش كرده هست زيرا دانه كتان بخصوص دانه نارس آن حاوي ميزان مقداري از گليكوزيدهاي سيانوژنيك بنام لينامارين و آنزيمي يار با آن بنام ليناز هست كه در اثر هيدروليز آن سيانيد هيدروژن آزاد مي شود كه به شدت سمي بوده و در ادغام سيانيد با سيتوكروم اكسيداز منجر توقف فوري تنفس سلولي و مرگ مي شود . در آزمايشي كه بوسيله شيدلر و فرانينگ (1996) انجام شد، اثرات تركيبي واريته، سطح، شكل و حالت محافظت دانه كتان بر ساخت و ادغام تخم مرغ در مرغهاي تغذيه شده با ويتامين E زمينه آناليز قرار گرفت . سطوح 5 ، 10 و 15 درصد دانه كتان دانه كتان آسياب گرديده و كامل با جيره شاهد ذرت-سويا يا روغن ماهي مقايسه شد . در مقايسه با شاهد، دانه كتان سبب ساز كاهش مصرف خوراك، ارتقاء وزن و وزن تخم مرغ شد . در حاليكه، دانه كتان و روغن ماهي توليد تخم مرغ را در مقايسه با شاهد (1/38 %) به ترتيب 9/88 و 0/93 % بهبود دادند . اندازه لينولنيك اسيد در تخم مرغ با ارتقا تراز دانه كتان ارتقاء يافت (31/2 ، 18/4 و 38/6 % در چربي زرده به ترتيب با سطح ها 5 ، 10 و 15 % دانه كتان) . دانه كتان و روغن ماهي بطور مفهوم داري درصد سفيده را در مقايسه با شاهد ارتقاء و درصد زرده را كاهش دادند اما اثري بر كلسترول تخم مرغ نداشتند . هيچ تفاوتي دربين دانه كتان آسياب گرديده و بي نقص در متغيرهاي دستگاه جوجه كشي  ميزان گيري گرديده مشاهده نشد . 
ليسون و همياران (2000) هم مرغهاي تخمگذار را براساس وزن بدن به گروههاي سبك، ميانگين و سنگين وزن تقسيم كردند و با جيره هاي حاوي 0، 10 و 20 درصد دانه كتان تغذيه نمودند . صرف لحاظ از تقسيم بندي وزني، تغذيه 20% دانه كتان موجب پرورش ناكافي، كاهش ايجاد تخم مرغ و ارتقاء مصرف غذا گرديد . از اين تست اين طور نتيجه گيري مي شود كه توليد كمتر تخم مرغ در پرنده ها تغذيه شده با سطح هاي بالاي دانه كتان ممكن است به دليل وجود مواد ضد مغذي يا كاهش انرژي متابوليسمي در جيره باشد . 


برچسب: دستگاه جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۴۸:۴۸ توسط:ت.ج موضوع:

فرايند جوجه كشي از تخم نطفه دار مرغ را چه گونه آغاز كنيم؟

انگيزه از ابلاغ مطالب فوق شناخت شما با نكات داراي اهميت در جوجه كشي بود و شما با مطالعه و رعايت موردها فوق يك جوجه كشي چيره و با درصد هچ بالايي را تجربه خواهيد كرد . 
براي آغاز جوجه كشي بايستي به ترتيب فرايند تحت كار كنيد: 
تراز 
نخستين : ضدعفوني تخم ها پس از تنظيم يا اين كه توده آوري تخم هاي نطفه دار مطلوب مي بايست آنها را با كمك يك ابر يا پارچه اي تميز و كم آب كاملا منزه و براق نماييد، و بعد با استعمال از مسواكي پاك و كم آب آلودگي هاي سفت مثل فضله و گل و لاي مو جود بر روي تخم را برداريد . لطفا دقت نماييد كه پيش از اين به خواسته ضد عفوني تخم ها از گاز فرمالدهيد به كار گيري ميشد، ولي با هوشمند شدن دستگاه هاي جوجه كشي و فايده گيري از سنسور هاي كليدي SHT قابليت ضد عفوني با اين گاز وجود ندارد، چرا كه ذرات مو جود بر روي تخم به مرور بازه زماني بر روي مدار سنسور خواهد جلوس كرد و در كاركرد ان اخلال ساخت خواهد كرد، اما درصورتي كه از دستگاه هاي جوجه كشي سابق و يا اين كه دستگاه هاي دست ساز استعمال مي فرمائيد مي توانيد از گاز فرمالدهيد به كار گيري نمائيد . 
لطفا اعتنا فرماييد كه گاز فرمالدهيد سمي بوده و احتمال ايجاد سرطان ريه را ارتقاء مي دهد، به اين ترتيب پيشنهاد مي شود پيشين از استارت به فعاليت از دستكش هاي منحصر و ماسك هاي منحصربه‌فرد به كارگيري نمائيد و به محض ريختن مايع فرمالين بر روي پرمنگنات درب محيط را ببنديد تا به بيرون ساطح نگردد، اين گاز بايستي به دوران 20 دقيقه درون محيط بماند، آن‌گاه بايستي محيط را در فضاي خارج قرار داده و درب آن را باز نماييد تا گاز فرمالدئيد در محفظه بيرون آزاد شده و خسارت هاي آن به حداقل برسد . 

ماشين جوجه كشي

سطح 
دوم : قرار دادن تخم ها داخل دستگاه جوجه كشي قرار 
دادن تخم در دستگاه جوجه كشي قرار 
دادن تخم در دستگاه در سطح دوم جوجه كشي مرغ پس از اين كه تخم ها را ضد عفوني نموديد بايد آن‌ها را درون دستگاه جوجه كشي قرار دهيد چرا كه تخم ها هر چه بخش اعظم در محيط بيرون باقي بمانند احتمال گرفتن آلودگي در آنان عمده خواهد شد و از كيفيت آن ها كاسته خواهد شد . براي قرار دادن تخم ها باطن دستگاه جوجه كشي هم مي بايست نكاتي را رعايت نماييد . مد نظر داشته باشيد كه تخم هاي نطفه دار دارنده كيسه هوايي در قسمت پهن خويش مي‌باشند و هنگام قرار دادن آن ها داخل شانه هاي معمولي يا منحصر به فرد بايد قسمت پهن تخم رو به بالا بوده و قسمت باريك تخم رو به زير باشد تا به جوجه ها آسيبي نرسد، اما اعتنا نماييد كه كتف هاي به كار گيري گرديده در دستگاه هاي جوجه كشي اسكندري به چهره همه كاره بوده و مي بايست تخم ها را به رخ افقي درون شانه ها قرار دهيد، صحيح مانند شيوه جوجه كشي طبيعي، در اين رخ احتمال افتادن تخم از كتف ها هم از ميان خواهد رفت و درصد جوجه شدن تخم ها هم زياد ارتقا خواهد يافت . 
در صورت به كارگيري از كتف هاي همگي كاره، انتقال تخم ها از تراز ستر به سطح هچر به راحتي امكان پذير خواهد بود و صرفا كافيست تا سبد دربردارنده تخم را از روي راك ها برداشته و در كف دستگاه قرار دهيد . دستگاه هاي جوجه كشي اسكندري به دليل دارا بودن مزيت بزرگي به نام ستر و هچر هم زمان اين قابليت را به وجود مي آورد تا مشتري هم‌زمان با قرار دادن تخم هاي تازه باطن شانه ها، اقدام به برداشت جوجه هاي يك روزه نيز از قسمت هچر دستگاه بنمايد . احتمالا اين سوال براي شما پيش آيد كه با وجود مختلف بودن دما و رطوبت در بازه ستر و هچر آيا مشكلي براي تخم ها به وجود نخواهد آمد . در جواب مي بضاعت و توان اعلام كرد كه دماي داخل دستگاه به وسيله سيستم سيركولاسيون پيوسته در اكنون گردش بوده و دما در كل دستگاه يكنواخت مي باشد و رطوبت داخل دستگاه نيز به ادله دانسيته بالاي خويش هميشه در قسمت زير دستگاه باقي مي ماند، به اين ترتيب مدام رطوبت موجود در دستگاه براي هچ مطلوب بوده و هيچ مشكلي را براي تخم هاي تازه وارد به وجود نخواهد آورد . 
البته قبلي از قرار دادن تخم ها داخل دستگاه بايد آن را تست نمائيد تا از صدق كاركرد آن مطمئن شويد، 24 ساعت گذشته از اينكه تخم ها را درون دستگاه قرار دهيد، دستگاه را شفاف نموده و دماي آن را بر روي 37 .7 و رطوبت آن را بر روي 60 قرار داده و درب دستگاه را ببنديد و هر دو الي سه ساعت يكبار به دستگاه رمز بزنيد تا از اثبات بودن دما و رطوبت و هم چنين چرخش راك ها مطمئن شويد، در صورتي كه دستگاه فارغ از هيچ ايرادي به عمل خود ادامه داده باشد، در روز دوم مي توانيد تخم ها را به صورتي كه در بالا توضيح داده شد باطن كتف ها قرار داده و درون دستگاه قرار دهيد، لطفا دقت نماييد كه به مراد صفر شدن روز شمار بايستي دستگاه را ريست نمائيد . 
لطفا به اين نكته هم توجه كنيد كه در شراي پيش از اين از دستگاه جوجه كشي كرده باشيد بايستي آن را تماما بشوييد تا ميكروب هاي احتمالي مو جود در دستگاه از في مابين بروند، چون دما و رطوبت داخل دستگاه جوجه كشي مكاني زياد مطلوب براي پرورش ميكروب ها مي باشد و در صورتي كه از دربين نروند مي توانند به باطن تخم ها نفوذ كنند و جوجه هاي باطن تخم را مشغول خود كنند، نيز چنين قادر به مريض ساختن جوجه هاي تازه به دنيا آمده نيز هستند، براين اساس در صورتي كه به اين سطح توجه نكنيد، ميزان بازده جوجه كشي به شدت كاهش خواهد يافت . 

برچسب: ماشين جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۳۰:۰۵ توسط:ت.ج موضوع:

معرفي برخي از نزاد هاي كبك

كبك 
جنگلي كاكلي 
اسم علمي آن Rollulus rouloul مي‌باشد . اين گونه در سال 1786م بوسيله طبيعي­دان و فيزيك­دان ايتاليايي «جيوواني اسكوپولي» شناسايي گرديد . نام ديگر آن «كبك كاكلي»، «كبك جنگلي سبز»، «كبك جنگلي كاكلي سرخ» ميباشد . اين گونه صرفا عضو فرآورده «رولولوس» مي باشد . كبكي با جثه كوچك مي باشد كه در بخشها ناچيز ارتفاع باراني در جنوب برمه، جنوب تايلند، مالزي، جزيره سوماترا و برونئي زندگي مي كند . آشيانه خود را بر روي زمين و لابه لاي برگ درختان مي سازد و در آن شش تخم سپيد رنگ مي گذارد كه پس از هجده روز جوجه ها از تخم بيرون مي آيند . ميزان بدن آن در حدود 25 سانتيمتر ميباشد و نرها مقداري بزرگتر از ماده ها مي باشند . هر دو مال لكه پوستي سرخ رنگ فضا ديده را داشته و پاها به رنگ قرمز‌رنگ بوده و فاقد زائده مهميز نظير مي باشند . پرنده نر در قسمت فوقاني تن به رنگ سبز متاليك و در نصيب پاييني بدن به رنگ آبي رنگ است . بالها به رنگ قهوه اي است . راز دارنده كاكلي بلند به رنگ سرخ است . پرنده ماده در قسمت فوقاني بدن به رنگ سبز شفاف مي باشد و پر و بال ها به رنگ خاكستري مي‌باشد و كاكل ندارد . منقار در هر دو پرنده نر و ماده به رنگ تيره مي باشد . اين پرنده زماني كه حس خطر كند ترجيح مي دهد بدود و در فيس لزوم مي تواند مسافت كوتاهي پرواز كند . امروزه به علت از در ميان رفتن سرعت بالا جنگل ها، اين دسته هم در معرض خطر انقراض قرار دارااست . 

كبك 
صخره اي 
كبك 
صخره اي 
نام علمي آن Ptilopachus petrosus مي باشد . اين مدل در سال 1789م به وسيله ارگانيك دان آلماني «جان فردريك جملين» شناسايي شويد . بزرگي آن در مدت بلوغ به 333 سانتيمتر مي رسد نرها پاره اي از ماده ها تبارك خيس و مشابه به نيز هستند . از نظر سر و گردن مشابه به كبك ايراني مي باشند . خاستگاه آن در ميانه آفريقا از حاشيه دريا غربي تا كنيا مي‌باشد . اين مدل فقط عضو جنس «پتيلوباخوس» مي باشد . اين دسته در زبان انگليسي با جور كبك كوهي تشابه اسمي دارااست و هنگام ترجمه اسم آن به گويش هاي آلماني و هلندي و فرانسوي ممكن مي باشد كه در ميان اين دو جور خلط شود . مقدار تن آن در بين 20 تا 25 سانتيمتر مي باشد . بالاتنه هر دو مال نر و ماده به رنگ قهوه اي شكلاتي مي باشد و راز و گردن و سينه پرنده به رنگ قهوه اي است در پرنده نر سينه و شكم به رنگ كرم پرتقالي و در پرنده ماده به رنگ كرم شفاف مي‌باشد . رنگ پوسته تخم صورتي روشن هست و پرنده نر در خوابيدن روي تخم و محافظت از جوجه ها نقشي مهم و با اهميت دارد . در سال 2000م اين گونه به ايالات متحده آمريكا و اروپا وارد شد تا در باغ وحش ها و گلشن پرنده ها به نمايش درآيد . اين نوع در ليست طيوران در معرض خطر انقراض قرار دارااست . 

كبك 
جور سفيد 
نام علمي آن Arborophila atrogularis مي باشد . اين گونه در سال 1850م بوسيله ارگانيك دان انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد . قسمتي از خانواده «فازيانيده» مي باشد . اين دسته در كشورهاي بنگلادش، هندوستان و چين وجود دارد و در جنگل ها و كوهستان هاي مناطق استوايي و نصفه استوايي زندگي مي نمايد و گونه آن در معرض خطر انقراض مي باشد . 

كبك 
تپه اي فيس سفيد 
نام علمي آن Arborophila orientalis مي باشد . اين دسته در سال 1821م بوسيله ارگانيك دان و فيزيك دان آمريكايي «توماس هورسفيلد» شناسايي گرديد . جزو خانواده فازيانيده مي باشد . اين جور صرفا در ميهن اندونزي وجود دارااست و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي آن مرزو بوم زندگي مي نمايد و جزء جور هاي در معرض خطر انقراض مي باشد . 

كبك 
پشت صاف 
اسم علمي آن Arborophila brunneopectus مي‌باشد . اين مدل در سال 1855م بوسيله ارگانيك دان انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد . جزو خانواده فازيانيده مي باشد . خاستگاه آن كشورهاي كامبوج، چين، لائوس، ميانمار، تايلند و ويتنام ميباشد و در زمين هاي كم طول و جنگل هاي مناطق استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند . 

كبك 
گردن پرتقالي 
نام علمي آن Arborophila davidi مي باشد . اين دسته در سال 1927م بوسيله شرق شناس آمريكايي «جان تئودور دلاكور» شناسايي گرديد . جزو خانواده فازيانيده ميباشد و در شرق كامبوج و در جنوب ويتنام و در طول مرزهاي در ميان كامبوج و ويتنام معاش مي كند . زيستگاه آن جنگل هاي استوايي و نصفه استوايي ميباشد و بخشي از نژادهاي در معرض خطر انقراض مي باشد . 

كبك 
راز بلوطي 
نام علمي آن Arborophila cambodiana هست . اين دسته در سال 1928م بوسيله «دلاكور و جابولي» شناسايي گرديد . جزء خانواده «فازيانيده» هست و خاستگاه آن كشورهاي كامبوج و تايلند ميباشد و در بيشه هاي استوايي و نصفه استوايي قليل ارتفاع و همچنين در جنگل هاي استوايي كوهستاني زندگي مي كند . 

كبك 
سينه سرخ 
اسم علمي آن Arborophila hyperythra مي باشد . اين جور در سال 1879م به وسيله موجود شناس انگليسي «ريچارد شارپ» شناسايي گرديد . جزو خانواده «فازيانيده» ميباشد و خاستگاه آن كشورهاي مالزي و اندونزي است و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي كم ارتفاع و همينطور در بيشه هاي استوايي كوهستاني معاش مي كند . 

كبك 
منقار سرخ 
اسم علمي آن Arborophila rubrirostris ميباشد . اين دسته در سال 1879م بوسيله جانور شناس ايتاليايي «توماس سالوادوري» شناسايي گرديد . بخشي از خانواده فازيانيده هست . صرفا در مرزو بوم اندونزي وجود دارد و در جنگل هاي استوايي زندگي مي كند . 

كبك 
طوقي بلوطي 
اسم علمي آن Arborophila charltonii مي‌باشد . اين نوع در سال 1845م به وسيله ارگانيك دان انگليسي «توماس كمپل ايتون» شناسايي گرديد . اين دسته در بيشه هاي كم طول استوايي در كشورهاي اندونزي، مالزي، ميانمار، تايلند و ويتنام معاش مي كند . اين گونه در معرض خطر انقراض مي باشد . 

كبك 
سينه صدفي 
نام علمي آن Arborophila chloropus است . اين مدل در سال 1859م بوسيله جان دار شناس انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي شويد . اين دسته در كشورهاي كامبوج، چين، لائوس، ميانمار، تايلند و ويتنام وجود دارااست . 

كبك 
تپه­ اي سينه خاكستري 
نام علمي آن Arborophila sumatrana مي‌باشد . اين نوع در سال 1891م توسط جان دار شناس انگليسي «ويليام اوگيل وي گرانت» شناسايي شويد . اين دسته در بيشه ها و كوهستان هاي استوايي و نصفه استوايي در مالزي و اندونزي زندگي مي كند . 

كبك 
بامبوي چيني 
كبك 
چيني 
اسم علمي آن Bambusicola thoracicus مي‌باشد . اين دسته در سال 1815م به وسيله ارگانيك دان هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي گرديد . اين نوع جثه اي كوچك دارااست و خاستگاه آن شرق ميهن چين و تايوان هست و اخيراً با پيروزي وارد ژاپن شده است . اين دسته به همراه گونه «كبك بامبوي كوهستان» جزو محصول «بامبوسيكولا» مي باشد . كبك بامبوي چيني از بقيه جور هاي كبك كوچك خيس مي‌باشد و پرنده نر يه خرده بلندمرتبه خيس از پرنده ماده مي باشد . سينه و پشت پرنده به رنگ سياه و بلوطي و كرمي رنگ هست و لكه هاي سياهي بر روي بال ها داراست . رخ و گلوي پرنده به رنگ قهوه اي بوده و بالاي چشم ها به رنگ خاكستري مي باشد . اين گونه در جنگل هاي گرم و مرطوب و در محيط چمنزارها معاش مي نمايد و بر بر خلاف نامش ارتباطي به بامبو ندارد . اين جور تا زمان ها در مرز و بوم چين نگهداري مي شد تا اين كه سرانجام در سال 1919م به مرز و بوم ژاپن خط مش يافت و سپس از آن وارد جزيره‌ها هاوايي شد . نسل اين گونه كبك در جزيره هنگ كنگ كاملاً منقرض شد و كارايي هاي انجام گرديده در راستاي احياي مجدد آن در جزيره نتيجه زيادي در بر نداشته است . 

كبك 
فري جينوس 
نام علمي آن Caloperdix oculeus ميباشد . اين گونه در سال 1815م به وسيله جان دار شناسي هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي گرديد . اين مدل جزء كالا كالوپرديكس ميباشد و در بيشه هاي استوايي و نيمه استوايي كشورهاي اندونزي، مالزي، ميانمار و تايلند زندگي مي كند . اين دسته در معرض خطر انقراض قرار دارد . 

كبك 
راز زرشكي 
نام علمي آن Haematortyx sanguiniceps مي باشد . اين دسته در سال 1879م توسط جان دار شناس انگليسي «ريچارد شارپ» شناسايي گرديد . اين گونه در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي مالزي و اندونزي معاش مي كند . 

كبك 
بامبوي كوهستان 
اسم علمي آن Bambusicola fytchii ميباشد . اين جور در سال 1871م به وسيله جان دار شناس انگليسي «جان اندرسون» شناسايي شويد . اين گونه در كشورهاي بنگلادش، چين، هند، ميانمار، تايلند و ويتنام وجود داراست . 

كبك 
دري 
كبك 
دري 
اسم علمي آن Tetraogallus caspius ميباشد . خاستگاه آن شرق تركيه، ارمنستان، افغانستان و حوزه‌ وسيعي از دامنه هاي سلسله جبال البرز در شمال كشور‌ايران مي‌باشد . جثه اي گرانقدر به رنگ خاكستري نخودي دارد . پرهاي پروازش سپيد رنگ مي باشد و غالباً در بخشها بسيار مرتفع كوهستاني كه طول آن در حدود 1800 تا 3000 متر است، معاش مي نمايد . اندازه تن پرنده نر 58 سانتيمتر و پرنده ماده 55 سانتيمتر هست . رنگ شكم تيره و در پايان قرمز رنگ كمرنگ به لحاظ مي آيد . در پهلوها رگه هاي طولي پهن به رنگ دارچيني چشم مي شود كه لابه لاي آن ها خاكستري مي باشد . دو سوم ارتفاع فرمانروا پرهاي اوليه و ثانوي پر و بال از سمت قاعده سپيد رنگ هست كه هنگام پرواز در تحت پر و بال به فيس نوار پهن و مشخصي چشم مي شود . طرح يگانه صورتش كه مشتمل بر نوار چشمي و گلوي سفيد، تارك خاكستري و خط خاكستري پر رنگ كنار گردن ميباشد از فاصله نزديك قابل مشاهده مي­باشد . تفاوت پرنده ماده با نر در اين هست كه در پرنده ماده تضاد و مغايرت نقش و نگار رخ كمتر است ضمناً پرنده ماده كوچك تر، ناچيز رنگ و تاج و گلو نخودي تر هست . پرنده نر در پا سيخك يا مهميز دارااست . نوع اي كه در جنوب غربي ايران چشم مي شود به رنگ خاكستري شفاف يا اين كه نخودي مي باشد . اين پرنده زياد خجالتي و محتاط بوده و نزديك شدن به آن زياد مشقت بار مي‌باشد . از تماشاگر فرار كرده و با احساس خطر بيشتر، به سرعت بالاي كوهستان پرواز مي نمايد . به ميزان بقيه ماكيان ها اجتماعي نميباشد و معمولاً جفت جفت ديده مي شود . 

كبك دري به دو نوع قفقازي (ارمني) و خزري (مازندراني) وجود داراست . اين پرنده در پرتگاه هاي با شيب تند، كوهستان هاي صخره اي و قلل مرتفع با گياهان ناچيز و پراكنده، به سر برده و در در ميان سنگ ها و اكثر وقت ها در لبه ي صخره هاي مرتفع آشيانه مي سازد . در كشور ايران ساكن و نسبتاً فراوان مي باشد . در سال هاي اخير جمعيت آن به شدت كاهش يافته و شكار آن ممنوع است . 

كبك دري از پرندگان بومي كشور ايران است، در گذشته اين پرنده دوچندان زيباي ايراني نسبتاً بسيار بوده و البته در اكنون حاضر اين پرنده از نوع هايي است كه در معرض خطر انقراض نسل قرار داراست . لذا ميتوان جهت جلويري از انقراض و نگهداري اين پرنده نسبت به نشر آن به رويكرد مصنوعي و با دستگاه جوجه كشي اقدام كرد . در ديرباز در قره داغ به وفور يافت مي شد اما امروزه صرفا در ارتفاعات بلند كوه هاي قوشا داغ، هشتسر و غيره يافت مي شود . اين پرنده در لابه لاي صخره ها لانه ساخته و در هر توشه ماشين جوجه كشي 6 تا 99 تخم مي گذارد . رنگ پوسته تخم سبز روشن مي‌باشد . 

كبك 
سه چيني 
اسم علمي آن Tetraophasis szechenyii است . اسم ديگر آن «كبك گلو زرد» هست . خاستگاه اين كبك حوزه‌ «سي چوان» و «كانزي» در كشور چين مي باشد و در مرز و بوم هندوستان نيز وجود دارد و در بخشها كوهستاني و دامنه هاي صخره اي زندگي مي نمايد . 

برچسب: ماشين جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۱:۳۶:۵۲ توسط:ت.ج موضوع:

علل بروز فرسايش سنگدان

بسياري از دامپزشكان مرتبأ از بروز فرسايش سنگدان، در گله هاي گوشتي و گله هاي تخمگذار تجاري گزارش نموده اند،اين مدل دلايل در بخش اعظمي از كشورها امري طبيعي هست زيرا اولاً شرايط محيطي به مدل اي مي باشد كه مورد براي رشد قارچ ها مساعد است و ثانياً تركيبات غذايي وارداتي، اكثر اوقات كثيف به مايكوتوسكين هاست . متأسفانه فقط در تعداد پاره اي از تشخيص هاي كلينيكي از منش هاي آزمايشگاهي استفاده گرديده هست بنابراين به اين عارضه توجه چنداني نمي 

ماشين جوجه كشي

شود مگر اينكه از حيث گردد اقتصادي زيان بار . 

التهاب پيش معده نسبت به فرسودگي سنگدان شيوع كمتري داراست و اغلب هم پا با بيماري مارك وابتلا به رئو ويروس ها مي باشد . قابل ذكر مي باشد كه در اين مقاله تيتر التهاب پيش معده، به تورم و بزرگي اين اندام اشاره مي نمايد . اين حالت به طور طبيعي در گله هاي گوشتي بروز مي نمايد و با التهاب، ات‍َساع و كلفت شدن اين اندام ياور است كه سبب به كاهش سرعت عبور غذا از مجراي گوارشي مي گردد . همچنين احتمال پارگي، در اين اندام هنگام تخليه اندرونه در كشتارگاه بالا مي پيروزي . واضح ميباشد تراوش محتويات پيش معده به حفره ي تن باعث آلودگي بدن پرنده شده، چه بسا ممكن مي‌باشد در كل لاشه ضبط گردد . 
اين آلودگي ها منجر مي گردد كه سرعت خط در كشتارگاه ها به دليل صرف مدت جهت شست و شو و شست و رفت تجهيزات در محوطه كاهش يابد، هزينه بالا برود و مقدار بازده 10 درصد كاهش پيدا نمايد . 
خصوصيات 
آناتوميكي و فيزيولوژيكي اندام ها: پيش معده يا اين كه معده ي غده اي اندامي مي‌باشد كه اسيد كلريدريك و پپسين (آنزيمي جهت شكستن پروتئين ها) ترشح مي كنند و با دقت به كوچك بودن اين اندام، غذا نمي تواند بازه زماني متعددي در آن بماند بدين ترتيب هيچ گونه گوارشي فيس نمي گيرد . 
سنگدان، اندامي كاملاً عضلاتي است كه مي توند فشار متعددي روي توده ي غذايي اعمال كند، اين فشار منجر به خرد شدن خوراك _بدون ترشح هيچ گونه آنزيمي _ مي گردد . چين و چروك مرحله سنگدان داراي لايه مشقت از محصول كراتين مي باشد كه باعث شكستن فيزيكي طعام مي شود، اين لايه مثل سدي از لايه ي مخاطي سنگدان در مقابل اسيد كلريد ريك و پپسين مراقبت مي نمايد . 
دلايل 
فرسودگي سنگدان : الف 
- مايكوتوكسين ها: توسكين هاي t_2، مونواستي كسي سيرپنول (mas) و دي استوكسي سيرپنوبل(das)، سه دسته مايكوتوسكين از تيم تريكوتسين مي باشند كه مي توانند سبب ساز فرسودگي سنگدان، جراحات دهاني و خون ريزي در روده ي پرنده شوند . همينطور اوسپرين هم نوعي مايكونت .كسين هست كه مي تواند اين جراحات را ساخت كند . 
توكسين هاي t_2 و das به تيتر سوزاننده ترين اعضاي اين خانواده شناخته گرديده اند و احتمالاً به اين ادله باعث فرسودگي سنگدان و سوختن سلولهاي ديواره ي آن مي شود . بيشترين اثر سوزانندگي در دهن پرنده (زبان، نوك و كام) مي‌باشد تا تا ديگر مجاري گوارشي . به ادله وجود بزاق در دهن اتصال اين مايوتوكسن ها به ديواره ي دهان آسوده خيس است، كه نهايتاً باعث به تجزيه يپروتوپلاسم سلولي اين قسمت مي شود . مكانيزم ديگري كه به نظر مي رسد مايكوتوكسين ها از آن استعمال مي نمايند اين هست كه پس از جذب در روده وارد جريان خون گرديده و آنگاه به بزاق ميرسند و موجب جراحات در دهن و احتمالاً در سنگدان مي شود . 
سولفات 
مس به عامل ارزاني از اين ماده در جيره ي غذايي طيور به ميزان 500 گرم در بدن جهت دوري از پرورش عامل ها قارچي شديد اشد، ميزان استعمال از اين ماده تا سقف 1 كيلوگرم در بدن قابل افزايش ميباشد . استفاده بيش از سقف فوق الذكر در جيره ي غذايي منجر مسموميت و فرسودگي سنگدان در گله هاي گوشتي مي گردد . هنگام استفاده از اين ماده در جيره بايد فراوان دقَت كرد تا اثر مثبت آن را تجربه فرماييد و از به كار گيري ي بيش از حد مجاز آن، اجتناب نمود . 
آمين 
هاي با منشأ دامي: اين مواد كالا هاي جانبي ناشي از تجزيه ي اسيدهاي آمينه اي ميباشد كه در تركيبات غذايي كه منشأ دامي دارند، يافت مي شود . مهم‌ترين تركيبات اين تيم شامل؛ تريپنامين، هيستامين، پوترسين، آگماتين، تيرامين، كادامين و غين آلانين است . 
در در ميان باكتري ها؛ استرپتوكوكوس، سالمونلا، شيگلا، لاكتوباسيلوس، اشرشياكلي و كلستريديوم مي توانند اسيد آمينه اي؛ نظير هيستيدين را به هيستامين تبديل كند . ماده اي ك به شدت باعث كاهش بازده در گله هاي گوشتي مي گردد . هيستامين با تحريك گيرنده هاي مستقر در غدد پيش معده سبب ارتقا ترشح اسيد كلريدريك و فرسودگي سطح سنگدان مي گردد . مورد ها زيادي از بزرگي پيش معده و مالامال كاري غدد آن در مرزو بوم آمريكا مشاهده شده مي باشد كه به برهان حضور آمين ها در جيره ونهايتاً كاهش بازده ي مرغداري هم پا بوده مي‌باشد . قابل ذكر ميباشد گزارش هاي ديگري نيز در موضوع فرسودگي سنگدان به ثبت رسيده است كه آمين هاي فوق الذكر نيز در همگي اين مورد ها حضور داشته اند . 
گيزروسين 
در پودر ماهي: پودر ماهي هميشه به عنوان يك عدد از دست اندركاران فرسودگي سنگدان در نظر گرفته شده است . جراحاتي كه مشاهده گرديده است از ترك هاي سطحي تا ساييدگي مفرط و خون‌ريزي و نهايتاً نابودي و فساد بدون نقص اندام كه به آن اصطلاحاً «استخراج سياه» مي گويند، متغير هست . 
زماني كه پودر ماهي استعمال شده در جيره بطور بدون نقص پروسه نشده باشد، از تركيب هيستدين يا هيستامين با ليزيس در گرما، ماده اي به نام گيزروسين پديد مي آيد . 
گيزروسين جزو آمين هاي با منشأ دامي نيست اما از نظر تحريك پيش معده به ترشح اسيد كلريدريك نسبت به هيستامين 10 توشه حاذق خيس ميباشد . اين ماده در ايجاد فرسودگي سنگدان 300 جايگاه حاذق خيس از هيستامين هست . با استعمال از تست كروماتوگرافي مايع مي توان غلظت گيزروسين موجود در پودر ماهي و كل جيره را اندازه گرفت . حداكثر مجاز اين ماده در جيره ي جوجه هاي گوشتي برابر با 4/0 ppm مي باشد . ولي سفارش مي شود در وضعيت عملي چنانچه از كيفيت پودر ماهي مسئله به كارگيري اطمينان كافي نداريد، صرفا به اندازه 2 درصد از آن در تركيب جيره به كارگيري كنيد . مواردي جان دار مي باشد كه از تعاملات در بين گيزروسين و مايكوتوكسين ها گزارش شده مي‌باشد . 
طبق اين گزارش ها در حالتي كه جبره ي غذايي شديداً به عوامل مايكوپلاسمايي كثيف باشد، گيزروسين قادر است به سم مهلكي براي پرنده تبديل شود . 
فقدان 
ويتامين b6: در جيره هاي مهيا ي طيور، كمبود ويتامين b6 به ندرت حادثه مي افتد البته در وضعيت آزمايشگاهي مشخص گرديده هست كه نبود اين ماده مي توانند باعث فرسودگي سنگدان پرنده گردد . چنانچه در سنگدان جوجه هاي گوشتي كه در گير فقر ويتامين b6 مي باشند، جراحاتي مشاهده شود، خوراندن مقادير افي b6 تا حد زيادي منجر تسكين جراحات ذكر شده مي گردد . 
آدنو 
ويروس: يكسري از دانشمندان ژاپني اخيراً اعلام كردند دربين فرسودگي سنگدان و اين دسته از ويروسها ارتباط اي يافته اند . مطالعه در 18 كشتارگاه، پيدايش فرسودگي سنگدان به عامل ويروس فوق بود . پالوژي بافتي، ايمني شناسي شيميايي و جداسازي بدون واسطه ويروس از سنگدان، وجود ويروس تأييد شد . در اين تحقيق، آدنو ويروس گروه 1 در سلول هاي پوششي سنگدان مشاهده شد . 
بقيه 
عوامل: عوامل متعدد ديگري نيز، در فرسودگي سنگدان نقش دارندكه اين دست اندركاران درشرايط مرغداري هاي صنعتي روز جاري كمرنگ گرديده اند . عواملي چون؛ گرسنگي پرنده، نبود آمينو اسيدهاي گوگرد و وجود تركيبات چهارتايي آمونيوم در آب آشاميدني . 
سويه هاي بافتي و عصبي نيوكاسل نيز مي توانند منجر خونريزي در سنگدان پرنده شوند . 


برچسب: ماشين جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۸:۱۵:۴۵ توسط:ت.ج موضوع:

سهره


سهره سهره يك عدد از پرنده هايي ميباشد كه به وفور در اغلب نقاط مرز و بوم پيدا مي شود .سهره انواع مختلفي داراست همچون سهره معمولي،سهره سر سياه ،سهره كوهي و . . . كه سهره هاي عادي از همگي معروفترند . 

سهره هاي معمولي كه در پرنده فروشي ها فروخته مي شوند سهره هاي وحشي صيد شده اند .سهره ها هم در فصل فصل‌زمستان و هم در آخرها فصل بهار صيد مي شوند كه صيد آخر بهار مربوط به جوجه سهره هاست .صيد زمستانه اكثر زمان ها در بخش ها سرد سير (مثل كردستان كه بيشترين صيد در آنجا چهره مي گيرد) و در وقتي كه برف مضاعف باريده و خوراك كم شده است انجام مي شود .براي همين در دي ماه تا وسط بهمن سهره به چهره خيلي بسيار در پرنده فروشي ها به ديده مي خورد البته ناچيز اندك با گرم خيس شدن هوا صيد انقطاع مي شود و سهره ها در پرنده فروشي ها كمتر مي شوند و ارزش آن‌ها بالاتر مي رود . 

در منزل فقط بايستي از سهره نر محافظت كرد و روش شناسايي آنان هم از رنگ قرمز رنگ بدور ديده آنان قابليت پذير مي باشد به طوري كه سهره نر رنگ قرمز‌رنگ از بالا تا پشت ديده ها آمده و بعد از آن جدا مي شود و كمي تيره رنگ خيس مي‌باشد اما در سهره ماه رنگ قرمز تا حدود اواسط ديده اكثر پيشروي نمي كند .علامت ديگر سبيل پرنده ميباشد به طوري كه در نر ها سبيل تيره تر از ماده ها و تقريباً سياه ميباشد البته در ماد ها سبيل بور يا يه خرده تيره خيس هست كه اين نشانه را در جوجه ها هم مي توانايي ديد البته رنگ دور ديده فقط مربوط به بالغين ميباشد . 

براي محافظت سهره در منزل شما بايد سهره را در قفس هاي كوچك نگهداري فرمائيد تا سهره زودتر رام شود .قفس هاي منحصربه‌فرد سهره در بازار به وفور يافت مي شود .براي جيره غذايي سهره بايد در اوايل خريد كه سهره هنوز وحشي ميباشد از شاهدانه استفاده كرد البته بعد از گذر كرد يكي دو ماه بايد كم اندك شاهدانه جدا شود و در عوض تخم كتان و كمي تخم كاهو جاي آن را بگيرد طوري كه صرفا چندين دانه شاهدانه بخش اعظم در ظرف طعام نباشد .فقط بايستي توجه داشت كه اين كار به آرامي و به ندرت انجام شود چون سهره در صورت لاغر شدن ديگر به موقعيت اول باز نمي گردد و از بين مي رود .آن‌گاه از مدتي تخم كاهو را هم بايد جدا كرد .تخم كتان سبب ساز آرامتر شدن سهره و شاهدانه باعث مست شدن و منگ شدن عمده سهره مي شود .سهره را مي بايست در جاي مالامال رفت و آمد نگهداري كرد تا كم ناچيز رامتر گرديده و بعد از آن آن را در در بين قفس هاي قناري هاي نر حفظ كرد تا زودتر به آواز تلاوت بيفتد ماشين جوجه كشي

سهره قابليت تلقيح با قناري را دارااست كه اين نشان از نياي مشترك آنهاست .جوجه حاصل سهره-قناريست كه در رخ نر بودن امكان آواز و چهچهه بالايي دارااست .براي گرفتن سهره قناري مطلبي را كه از بلاگ پربار قناري عليرضا خسرواني بود درج كردم البته يك‌سري نكته بود كه لازم ميباشد به آن اشاره كنم .اول اين‌كه قفسي كه سهره نر و قناري ماده را در آن با نيز جفت كرديد حتماً مي بايست در جايي باشد كه صداي قناري هاي نر ديگر به به صورت رسا به آن برسد براي مثال مي توانيد آن را در بالاي قفس هاي ديگر بگذاريد زيرا خيلي از مواقع ماده با شنيدن صداي قناري هاي نر ديگر مي خوابد و سهره آن را جفت مي زند . دوم آنكه شما براي خوبتر نتيجه گرفتن مي توانيد يك‌سري جوجه سهره بهاره تنظيم نماييد و آن‌ها را در في مابين قناري هاي نر بزرگ كنيد تا لحن قناري را ياد بگيرند و هم رامتر شوند .سوم براي جفت پرتاب كردن سهره قناري سهره دوساله و يا اين كه چه بسا برخي يك ساله هاهم مناسبند زيرا سهره هاي كهن سال خيلي از مواقع مسئله دقت قناري هاي ماده قرار نمي گيرند .چهارم هم اين‌كه حتماً تخم هاي سهره قناري جدا و زير قناري هاي حمال بگذاريد . 

برچسب: ماشين جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۷ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۲۴:۳۹ توسط:ت.ج موضوع:

تتراسيكلينها در درمان طيور


آنتي بيوتيك هاي والا الطيفي مي باشند كه رويه اثر ضد باكتريايي انها يكسان مي باشد ولي به لحاظ طيف اثر و فارماكوكينتيك قدري با هم متفاوتند اكسي تتراسيكلين و كلرتتراسيكلين داراي منشا ارگانيك بوده ليكن تتراسيكلين ، مينوسيكلين و داكسي سيكلين نصفه سنتتيك ميباشند 
 ماشين جوجه كشي اتومبيل 
تتراسيكلينها را بر شالوده دوران دفع به سه دسته كوتاه اثر متوسط الاثر و طويل الاثر تقسيم مي نمايند تتراسيكلينها بر باكتريهاي گرم مثبت و گرم منفي هوازي و بيهوازي ، مايكوپلاسما ، ريكتزيا ، كلاميديا و چه بسا برخي ازتك ياخته ها اثر گذار مي باشند داكسي سيكلين و مينوسيكلين قابليت و قابليت و امكان حل بيشتري در چربي دارا ميباشند لذا بيش از ساير تركيبات اين گروه توانمند به نفوذ به باكتريهاي مانند استافيلوكوك اورئوس مي باشند املاح كلسيم ، آهن ، منيزيم و سديم جذب تتراسيكلينها را از دستگاه گوارش كاهش مي دهند . كلرتتراسيكلين به صورت محلول در آب و يا اين كه اين كه تركيب با خوراك مصرف مي شود وقابل تزريق نمي باشد جذب روده اي ان ميانگين و تا حدي نيز ضد كوكسيديوز مي باشد اندازه بيش از 100گرم در هر تن خوراك براي طيور تخمگذار سفارش نمي شود درجوجه ها در بالاي اين دارو بيش از 5 روز نبايد مورد به كارگيري قرار گيرد مسافت هنگامي در ميان جدا دارو و ارسال به كشتارگاه يك روزاست . اكسي تتراسيكلين به رخ محلول در آب و يا اين كه اين كه مخلوط درغذا و همچنين تزريقي مصرف مي شود تزريق آن ممكن مي باشد منجر ساخت دلايل جلدي شود مقدار بيش از 200 گرم در هر تن طعام نبايد در جيره طيور تخمگذار مصرف شود در صورتي كه هنگام استعمال ازاكسي تتراسيكلين ميزان كلسيم جيره را كاهش دهند بيش از 5 روز نبايد مورد مصرف قرار گيرند مسافت هنگامي انقطاع دارو تا ارسال به كشتارگاه هنگام مصرف در خوراك 3 روز مي باشد از اكسي تتراسيكلين و كلراتتراسيكلين به اندازه 600 گرم در 5 ليتر اب و به مقطع 5 روز در پيشگيري و معالجه كلي باسيلوز به عمل گيري مي شود كلراتتراسيكلين و اكسي تتراسيكلين به اندازه 02/0 درصد درغذا و آب جهت در اختيار به دست آوردن تورم روده قرحه اي و نكروتيك ودرماتيتهاي ناشي ازكلستريدياها موءثر مي باشند مصرف كلراتتراسيكلين به همين اندازه درغذا مگر و مير جوجه هاي در گير به پولوروم رامتوقف ساخته مي باشد از اكسي تترا سيكلين ، كلراتتراسيكلين و تتراسيكيلين دردرمان عفونتهاي استافيلوكوكي و استرپتوكوكي با نتايج خوب به كارگيري گرديده هست ضروري به يادآوري مي باشد كه موارد مزمن و بسط يافته عفونتهاي استرپتوكوكي به نيكي به معالجه پاسخ نمي دهند بيش تر كردن 200 ميلي گرم اكسي تتراسيكلين به ازاي هر كيلوگرم وزنبدن به خوراك به بازه زماني 2 روز و يا اين كه اين كه 1 گرم اكسي تتراسيكلين به يك گالن آب در به عبارتي دوران جهت درمان اسپيروكتوزيس به كارگيري گرديده ميباشد از كلراتتراسيكلين به مقدار 04/0 درصددرغذا و آب و همينطور تزريق عضلاني در درمان عفونتهاي حاد پاستورلوز ناشي از پاستورلا مولتي سيدا به كارگيري مي شود بوقلمونهاي در گير به بوردتلوزيس با 8/1 گرم تتراسيكلين هيدروكلرايد و واحد پني سيلين G پتاسيم در يك گالن آب به زمان دوروز با برد درمان گرديده اند درمان با آئروسل اكسي تتراسيكلين هم با موفقيت نسبي همراه بوده هست در موارد شديد عفونتهاي مايكوپلاسمايي كه به اكسي تتراسيكلين و كلراتتراسيكلين كليدي باشند مقدمه آنتي بيوتيك را تزريق و آن گاه معالجه را با بيشتر كردن 200 گزم در هر بدن طعام به بازه زماني 7-5 روز ادامه ارائه مي‌كنند اضافه كردن 5/0 درصد اسيد ترفناليك و گاهي كاهش كلسيم جيره توان دارو رابالا مي برد هر يكسري مصرف اين اسيد هنوز فاقد مجوز FDA مي باشد در قضيه ها خفيف بيماري معمولا تجويز اكسي تتراسيكلين و يا اين كه كلراتتراسيكلين به ميزان 200-100 گرم درهر بدن آب يا اين كه طعام به زمان يك هفته كفايت مي كند به خواسته در دست به دست آوردن و پيشگيري از بيماري سينوويت عفوني جوجه ها ازكلراتتراسيكلين به ميزان 100-50 گرم در بدن غذا به طور مستمر به كارگيري مي نمايند به دنبال وقوع عفونت ميزان دارو تا 200 گرم در هر بدن ارتقاء مي يابد ازكلراتتراسيكلين جهت درمان كلاميديوزيس بوقلمونها به اندازه 400-200 گرم درهر بدن غذا به زمان 2 تا 3 هفته استفاده مي كنند چنين منش درماني كاهش وزن را متوقف مي نمايد و بوقلمونها فارغ از ساخت خطر براي مصرف كننده قابل ارسال به بازار مي باشند البته دوروز گذشته از كشتار مي بايست به بوقلمونها غذاي فاقد دارو داده شود همچنين پيشين از ارسال به كشتار گاه مي بضاعت و توان نسبت به معاينه آنان توسط دامپزشك اقدام كرد و از 1 تا 2 درصدانها نسبت به سرولوژي به عمل اورد نكته ديگر آن كه از حفظ بوقلمونها براي زمان آن‌گاه دوري شود و سپس از جدا دارو به كشتارگاه ارسال گردند همچنين بايستي مواظب بودكه حرارت توليد گرديده هنگام تهيه و تنظيم پلت ، منجر از در ميان رفتن كلراتتراسيكلين نشود و غلظت موءثر دارو كاهش نيابد ضمن آن كه مي بايست از بيشتر كردن كامل شدن كننده كلسيم به پلت ها خودداري شود زيرا با اتصال به كلراتتراسيكلين سبب كاهش اثر دارو مي شود از سوسپانسيون خوراكي كلسيم به مقدار 20 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن تن دوبار در روز دردرمان كلاميديوزيس پرنده ها خانگي به كار گيري مي شود . 
ر 

برچسب: دستگاه جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۵ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۵۳:۴۵ توسط:ت.ج موضوع:

مايكوپلاسماگلي سپتيكوم تهديدي براي گله طيور

عفونت : مايكوپلاسماگلي سپتيكوم به عنوان يكي از كليدي ترين عوامل تهديدكننده سالم گله هاي طيور بشمار رفته و در حدود يك سوم جمعيت طيور تخمگذار عموم كشورها با اين عفونت درگير بوده 75% اين مرغان در سنين متعدد و 15 درصد همسن بوده اند . در زمينه نژاد هاي خانگي اين بحران تا 90% گله را سرگرم مي كند . ساير ماكيان مثل بوقلمون ، كبك ، قرقاول صحرايي ، مرغ شاخدار ، بلدرچين ، اردك ، و پنگوئن هم مستعد ابتلا بوده و درامان نمي باشند و گهگاه زمان ها چشم مي شود كه علامت ها بيماري را تا برخورد به موقعيت يگانه مانند استرس بروز نمي دهد . پيدايش بيماري متعاقب تضارب با عفونت ، تابع شرايط محيطي مي باشد و برهان بيماري در پيش‌رو مواد شيميايي گوناگون مثل ضد عفوني كننده ها و آنتي بيوتيك هاي پهناور الطيف آلرژي متعددي نشان مي دهد . شدت و نشانه ها ظاهري بيماري در صورت همزماني با عفونت هاي ديگر يا اين كه عوامل مستعد كننده متغير مي باشد . دست اندركاران مستعد كننده شامل نبود مواد غذايي ، بدي موقعيت تغذيه ، شيوه رئيس فارم ها و نيز مقدار آمونياك و گرد و غبار مي توانند زيان آور باشند . ساير عامل ها بيماري زا دربرگيرنده ويروس نيوكاسل و عفونت هاي تنفسي (برونشيت ) سويه هاي زمينه به كارگيري در واكسن و يا فرم بيماري زاي اشرشيا كلي و هموفيلوس

ماشين جوجه كشي 

گالينارم هم مطرح مي باشند . 
در شرايط تجربي ارتفاع عصر كمون بيماري ، مسافت زمان آلودگي و پيدايش عفونت في مابين 6-21 روز مي باشد . اين در حاليست كه در وضعيت ارگانيك در فارم ها به دليل عدم در اختيار گرفتن جميع وضعيت قابليت تشخيص ظريف دوره نهفتگي بيماري (ميزان و طول دوران تهاجم استدلال بيماري ) وجود ندارد . 
ظهور علايم با شروع ساخت مقارن بوده (بين هفته 26-38) و احتمالاً نشان دهنده دوره نهفتگي طولاني اين بيماري مي باشد . سرعت تكثير اين بيماري در درون گله دوچندان زياد هست . زمان نشر بيماري درتمامي گله در حدود يك يا دو هفته آن‌گاه از اولين آلودگي مي باشد . طرز تكثير از نحوه تماس مستقيم و نيز از طريق هوا ، گرد و غبار ، قطرات آب و ظرف و لوازم كثيف هست . در اين خصوص باكس هاي حمل و مواد غذايي و آب و چه بسا نژاد مرغ را هم نبايد از لحاظ دور داشت . طبيعتاً مركز ها جوجه كشي از اهميت زيادي برخور دارا‌هستند و نشر بيماري از طرز هچري ها و تخم مرغ هاي كثيف (از مادر ) داراي اهميت مي باشند . شدت و ميزان درگيري گله با بيماري متغيير بوده ، در فصول سرد ، عصر نهفتگي بيماري طولاني تر و حدت بيشتري دارااست ، به خصوص در طيور برنا حدت بيماري از طيور مسن بيشتر هست . طيور بهبود يافته در واقع به تيتر حامل بيماري مطرح مي باشند . نشانه ها اين بيماري به تدريج در گله نمود پيدا مي نمايد . نشانه ها تنفسي معمولاً تا هفته ها باقي مي ماند .اولين علامت ريزش ترشحات كف كثيف و تورم چشم ها مي باشد . طيور مبتلا بعضي اوقات علايمي نظير سرفه كم آب و خس خس و رال تنفسي را نشان مي دهند . ضعف شرايط جسماني و افت وزني معمولاً در اين بيماري مشهود ميباشد . در نيمچه شدت علامت ها بيماري شديدتر بوده و دربرگيرنده كاهش شديد رويش و كاهش جذب مواد غذايي ميباشد . 
طيور تخم گذار كاهش مصرف غذايي را نشان داده و به توليد خويش در سطح پاييني ادامه مي دهند . اولي ضايعات در بوقلمون در كيسه هاي هوايي و ريه ها نمايان مي شوند . در بعضي موارد تورم يك يا هر دو سينوس پيش چشمي فيس مي دهد . اغلب كيسه هاي هوايي كلفت و تورم را نشان مي دهند ( به خصوص در صورتي‌كه اين زمينه با واكسيناسيون هاي برونشيت و نيوكاسل توام باشد ) حتي در برخي موارد كيسه هاي هوايي داراي ترشحات پنيري ولزج هستند .بسته به موقعيت محيطي و آب و هوايي و درگيري با عفونت هاي ثانويه ، درصد ابتلا و مرگ و مير در فارم ها مقدار متغيري را نشان خواهد اعطا كرد .در نيمچه ها عفونت خفيف با مرگ و مير كم تا شديد با مرگ و مير بالا بروز مي نمايد در چهره عدم انجام اقدامات مديريتي مناسب و وجود استرس در گله يا ساير دست اندركاران بيماري زا مقدار مرگ و مير بالا خواهد رفت . طيور بالغ معمولاً در صد مرگ و مير پايين نشان مي دهند ، ولي اكثر اوقات آنان ظاهري غير سالم و بيمار نوع خواهند داشت . 
در بوقلمون موقعيت مختلف بوده و انتظار تلفات بالايي مي رود . تشخيص نخستين ممكن ميباشد بر پايه تاريخچه گله و گزارشات ثبت گرديده از زمان باشد و يك آزمايش باطن لوله يا پليت جهت تشخيص استدلال بيماري زا (مايكوپلاسما گالي سپتيكوم ) مي تواند فرد را نسبت به تشخيص اوليه مطمئن خيس سازد .تائيدات بعدي با جداسازي عامل و شناسايي آن رخ خواهد گرفت . اعتقاد عمومي بر اين مي باشد كه پيدايش عفونت مايكوپلاسما گالي سپتيكوم يك ضايعه بلندمرتبه براي مرغدار محسوب مي شود . به علاوه افت توليد و تلفات ، مرغدار را وادار به استفاده از دارو و بقيه تمهيدات مانند پاكسازي محيط و نگهداري دوچندان مي نمايد . سالن ها حداقل براي مقطع 30 تا 90 روز بايستي خالي نگه داشته شوند . كاهش ايجاد ، كاهش فروش را در پي داشته و شرايط را به پروسه بدتر سوق مي‌دهد . در صورتي‌كه گله اي آلودگي به اين گونه بيماري را نشان دهد معمولاً سود خوبي نخواهد داشت . 
پيشگيري 
: به عنوان اولين گام ، امروزه قرنطيقه انفرادي در مرغداري ها اعمال مي شود . كليه فعاليت ها را بايد متوقف نمود، كساني كه به مرغداري رفت و آمد دارا هستند (به خصوص آنهايي كه با گله تماس دارند)از مهمترين عوامل انتقال محسوب مي شوند . ولي اين تماس ها تا وقتي كه لاكرهاي مناسبي تعبيه نشده باشند به طور بدون نقص قابل كنترل نخواهد بود . هر ساله مي بايست تمامي كار ها را تصويب و در گزارشات قيد نمود . اين زمينه ياري بسزايي براي اشخاصي خواهد بود كه براي محاسبه گله و معالجه يا اين كه خودداري از پيشرفت بيماري عمل مي كنند . از بازديدهايي غيرضروري ، مخصوصاً از ساير فارم ها اجتناب شود . در رخ اجبار به بازديد ، حدالامكان در روز تنها از يك تالار بازديد گردد . در اين قضيه رئيس اين فارم ها اكثر مد حيث مي باشند .اين مورد مي بايست براي كارگران نيز كاملاً شفاف و توجيه گرديده باشد و بعلاوه خانواده هاي كارگران نيز نبايد در محل هايي نظير سالن هاي بسته بندي و فرآوري گوشت يا جوجه كشي و بقيه محل هايي كه احتمال آلودگي در آنها مضاعف مي باشد مشغول به فعاليت باشند . واجب هست در مسئله اين اقدامات با مسئول فارم يا اين كه رئيس مرغداري هماهنگي حتمي به عمل آمده باشد . در فيس اشتغال به عمل ايشان در يكسري سالن از يك تيم ، عملكرد جداسازي محدوده هاي كاري و مديريت تالار ها نمائيد تا از چرخش افراد در ميان سالنهاي با آلودگي متفاوت يا با سن متعدد دوري شود . براي بازديدكنندگان خرقه و روپوش هاي مجزا و منحصر آماده نمائيد . اشخاص را قبل از ورود در دست گرفتن نمائيد . به هيچ وجه اجازه ورود رانندگان كاميون به سالن ها ندهيد .كارگران پاره وقت نيز مي بايست جامه مختص خويش را داشته و به طور آراسته شستشو شوند . 
برنامه 
توسعه يافته گام به قدم پاك 
سازي سالن هاي كثيف : ـ تالار ها را به طور كامل تخليه نماييد ( تمام طيور و لوازم و امكانات قابل انتقال و هر آنچه كه احتمال آلودگي داشته باشد .) 
ـ بستر و كليه فضولات را از كف تالار منتقل فرمائيد . 
ـ كليه سطوح داخلي و خارجي ديوارها ، سقف ، ستون ها ، تهويه ها و دريچه هاي آن ، مجاري ورود هوا و ساير جاها را به طور دقيق با فشار آب شستشو دهيد . به كارگيري از مواد پاك كننده سرعت اين شستشو را بالا مي موفقيت . 
ـ از تركيبات فنل دار يا اين كه اسيد كرسيليك با غلظت مناسب و يا اين كه تركيبات كلردار 025/0% استفاده و همه سطح ها داخلي و خارجي تالار را ضدعفوني نماييد . 
ـ كف سالن و تمامي ديوارها تا طول 5/1 تا 2 متر و ستون هاي آن را با اسپري محلول 1/0% گلوتارآلدئيد در يك گالون براي 10 متر مربع ضدعفوني نمائيد . همچنين به شعاع 2 تا 5 متري (5 تا 10 فوت ) گوشه و كنار سالن و درهاي ورودي را اسپري فرمائيد . همه منافذ ورودي و مبادي تالار ها را به دوران 24 ساعت مسدود نموده و هيچ نوع تهويه اي انجام ندهيد . روز بعد با ايجاد گاز فرمالدئيد و بستن منافذ و محل ورود هاي سالن ، هواي آن و زواياي غير قابل دسترسي را ضد عفوني كنيد . 
ـ مبادي ورودي و ستون هاي داخلي و هم سطح ديوارها را با اسپري ضد حشره دربردارنده كاربايل با غلظت پيشنهاد گرديده ضد عفوني نماييد تا ورود حشره‌ها ناقل تا حدي در اختيار گرفتن شود . با اضافه نمودن مالاتيون و يا اين كه استعمال توام با گريسيليك اسيد مي بضاعت و توان در مكان هاي متفاوت از آن به كار گيري نمود . 
ـ تجهيزات سالن را آنگاه از شستشو و ضد عفوني مجدداً به سالن انتقال دهيد . 
ـ به مقطع دو هفته سالن را خالي نگه داريد . 
ـ در رخ وجود سوابق بيماري محيط بيرون تالار را نبايد از نظر دور داشت و مي بايست تمهيدات خاصي براي دوري از عفونت و آلودگي مجدد در حيث گرفت . 
ـ جوجه ها را حتماً از جوجه كشي عاري از عوامل مايكوپلاسما تهيه كرده و حتي در اين مسئله تخم مرغها و وسايل حمل آنها نيز بايستي كنترل گردند . 
ـ كاركنان مرغداري بايد جهت رسيدگي ، از تالار هاي داراي جوجه هاي جوان به طرف سالن هاي داراي جوجه هاي مسن خيس جنبش كنند . 
( در رخ مراقبت گله هاي با سن گوناگون ) ـ 
خوبتر هست سن تمامي گله ها يكسان باشد و از محل هاي مجزايي سرويس ها بگيرند (مخازن دان مجزا) ـ كارگران و دست اندركاران نگهداري گله ها را مكلف به استعمال از جامه و كفش مطلوب و جدا از هم كنيد و براي ساير افرادي كه حضور دائمي ندارند لباس هاي جداازهم و مشخصي در حيث داشته باشيد . اين مسائل اثرات چشمگيري در در اختيار گرفتن و جلوگيري از بيماري دارااست . 
ـ در صورت ارائه خدمت بوسيله خودرو ها و وسايل نقليه مشترك (جهت حمل دان و حمل تخم مرغ ) رانندگان آن ها نبايد ماشين را كنار گذاشتن كنند . 
و در صورت عدم قابليت و امكان رعايت اين زمينه حدالامكان نبايد وارد مخازن دان شوند 


برچسب: ماشين جوجه كشي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۳۸:۴۷ توسط:ت.ج موضوع: