طيور طيور .

طيور

مايكوپلاسماگلي سپتيكوم تهديدي براي گله طيور

عفونت : مايكوپلاسماگلي سپتيكوم به عنوان يكي از كليدي ترين عوامل تهديدكننده سالم گله هاي طيور بشمار رفته و در حدود يك سوم جمعيت طيور تخمگذار عموم كشورها با اين عفونت درگير بوده 75% اين مرغان در سنين متعدد و 15 درصد همسن بوده اند . در زمينه نژاد هاي خانگي اين بحران تا 90% گله را سرگرم مي كند . ساير ماكيان مثل بوقلمون ، كبك ، قرقاول صحرايي ، مرغ شاخدار ، بلدرچين ، اردك ، و پنگوئن هم مستعد ابتلا بوده و درامان نمي باشند و گهگاه زمان ها چشم مي شود كه علامت ها بيماري را تا برخورد به موقعيت يگانه مانند استرس بروز نمي دهد . پيدايش بيماري متعاقب تضارب با عفونت ، تابع شرايط محيطي مي باشد و برهان بيماري در پيش‌رو مواد شيميايي گوناگون مثل ضد عفوني كننده ها و آنتي بيوتيك هاي پهناور الطيف آلرژي متعددي نشان مي دهد . شدت و نشانه ها ظاهري بيماري در صورت همزماني با عفونت هاي ديگر يا اين كه عوامل مستعد كننده متغير مي باشد . دست اندركاران مستعد كننده شامل نبود مواد غذايي ، بدي موقعيت تغذيه ، شيوه رئيس فارم ها و نيز مقدار آمونياك و گرد و غبار مي توانند زيان آور باشند . ساير عامل ها بيماري زا دربرگيرنده ويروس نيوكاسل و عفونت هاي تنفسي (برونشيت ) سويه هاي زمينه به كارگيري در واكسن و يا فرم بيماري زاي اشرشيا كلي و هموفيلوس

ماشين جوجه كشي 

گالينارم هم مطرح مي باشند . 
در شرايط تجربي ارتفاع عصر كمون بيماري ، مسافت زمان آلودگي و پيدايش عفونت في مابين 6-21 روز مي باشد . اين در حاليست كه در وضعيت ارگانيك در فارم ها به دليل عدم در اختيار گرفتن جميع وضعيت قابليت تشخيص ظريف دوره نهفتگي بيماري (ميزان و طول دوران تهاجم استدلال بيماري ) وجود ندارد . 
ظهور علايم با شروع ساخت مقارن بوده (بين هفته 26-38) و احتمالاً نشان دهنده دوره نهفتگي طولاني اين بيماري مي باشد . سرعت تكثير اين بيماري در درون گله دوچندان زياد هست . زمان نشر بيماري درتمامي گله در حدود يك يا دو هفته آن‌گاه از اولين آلودگي مي باشد . طرز تكثير از نحوه تماس مستقيم و نيز از طريق هوا ، گرد و غبار ، قطرات آب و ظرف و لوازم كثيف هست . در اين خصوص باكس هاي حمل و مواد غذايي و آب و چه بسا نژاد مرغ را هم نبايد از لحاظ دور داشت . طبيعتاً مركز ها جوجه كشي از اهميت زيادي برخور دارا‌هستند و نشر بيماري از طرز هچري ها و تخم مرغ هاي كثيف (از مادر ) داراي اهميت مي باشند . شدت و ميزان درگيري گله با بيماري متغيير بوده ، در فصول سرد ، عصر نهفتگي بيماري طولاني تر و حدت بيشتري دارااست ، به خصوص در طيور برنا حدت بيماري از طيور مسن بيشتر هست . طيور بهبود يافته در واقع به تيتر حامل بيماري مطرح مي باشند . نشانه ها اين بيماري به تدريج در گله نمود پيدا مي نمايد . نشانه ها تنفسي معمولاً تا هفته ها باقي مي ماند .اولين علامت ريزش ترشحات كف كثيف و تورم چشم ها مي باشد . طيور مبتلا بعضي اوقات علايمي نظير سرفه كم آب و خس خس و رال تنفسي را نشان مي دهند . ضعف شرايط جسماني و افت وزني معمولاً در اين بيماري مشهود ميباشد . در نيمچه شدت علامت ها بيماري شديدتر بوده و دربرگيرنده كاهش شديد رويش و كاهش جذب مواد غذايي ميباشد . 
طيور تخم گذار كاهش مصرف غذايي را نشان داده و به توليد خويش در سطح پاييني ادامه مي دهند . اولي ضايعات در بوقلمون در كيسه هاي هوايي و ريه ها نمايان مي شوند . در بعضي موارد تورم يك يا هر دو سينوس پيش چشمي فيس مي دهد . اغلب كيسه هاي هوايي كلفت و تورم را نشان مي دهند ( به خصوص در صورتي‌كه اين زمينه با واكسيناسيون هاي برونشيت و نيوكاسل توام باشد ) حتي در برخي موارد كيسه هاي هوايي داراي ترشحات پنيري ولزج هستند .بسته به موقعيت محيطي و آب و هوايي و درگيري با عفونت هاي ثانويه ، درصد ابتلا و مرگ و مير در فارم ها مقدار متغيري را نشان خواهد اعطا كرد .در نيمچه ها عفونت خفيف با مرگ و مير كم تا شديد با مرگ و مير بالا بروز مي نمايد در چهره عدم انجام اقدامات مديريتي مناسب و وجود استرس در گله يا ساير دست اندركاران بيماري زا مقدار مرگ و مير بالا خواهد رفت . طيور بالغ معمولاً در صد مرگ و مير پايين نشان مي دهند ، ولي اكثر اوقات آنان ظاهري غير سالم و بيمار نوع خواهند داشت . 
در بوقلمون موقعيت مختلف بوده و انتظار تلفات بالايي مي رود . تشخيص نخستين ممكن ميباشد بر پايه تاريخچه گله و گزارشات ثبت گرديده از زمان باشد و يك آزمايش باطن لوله يا پليت جهت تشخيص استدلال بيماري زا (مايكوپلاسما گالي سپتيكوم ) مي تواند فرد را نسبت به تشخيص اوليه مطمئن خيس سازد .تائيدات بعدي با جداسازي عامل و شناسايي آن رخ خواهد گرفت . اعتقاد عمومي بر اين مي باشد كه پيدايش عفونت مايكوپلاسما گالي سپتيكوم يك ضايعه بلندمرتبه براي مرغدار محسوب مي شود . به علاوه افت توليد و تلفات ، مرغدار را وادار به استفاده از دارو و بقيه تمهيدات مانند پاكسازي محيط و نگهداري دوچندان مي نمايد . سالن ها حداقل براي مقطع 30 تا 90 روز بايستي خالي نگه داشته شوند . كاهش ايجاد ، كاهش فروش را در پي داشته و شرايط را به پروسه بدتر سوق مي‌دهد . در صورتي‌كه گله اي آلودگي به اين گونه بيماري را نشان دهد معمولاً سود خوبي نخواهد داشت . 
پيشگيري 
: به عنوان اولين گام ، امروزه قرنطيقه انفرادي در مرغداري ها اعمال مي شود . كليه فعاليت ها را بايد متوقف نمود، كساني كه به مرغداري رفت و آمد دارا هستند (به خصوص آنهايي كه با گله تماس دارند)از مهمترين عوامل انتقال محسوب مي شوند . ولي اين تماس ها تا وقتي كه لاكرهاي مناسبي تعبيه نشده باشند به طور بدون نقص قابل كنترل نخواهد بود . هر ساله مي بايست تمامي كار ها را تصويب و در گزارشات قيد نمود . اين زمينه ياري بسزايي براي اشخاصي خواهد بود كه براي محاسبه گله و معالجه يا اين كه خودداري از پيشرفت بيماري عمل مي كنند . از بازديدهايي غيرضروري ، مخصوصاً از ساير فارم ها اجتناب شود . در رخ اجبار به بازديد ، حدالامكان در روز تنها از يك تالار بازديد گردد . در اين قضيه رئيس اين فارم ها اكثر مد حيث مي باشند .اين مورد مي بايست براي كارگران نيز كاملاً شفاف و توجيه گرديده باشد و بعلاوه خانواده هاي كارگران نيز نبايد در محل هايي نظير سالن هاي بسته بندي و فرآوري گوشت يا جوجه كشي و بقيه محل هايي كه احتمال آلودگي در آنها مضاعف مي باشد مشغول به فعاليت باشند . واجب هست در مسئله اين اقدامات با مسئول فارم يا اين كه رئيس مرغداري هماهنگي حتمي به عمل آمده باشد . در فيس اشتغال به عمل ايشان در يكسري سالن از يك تيم ، عملكرد جداسازي محدوده هاي كاري و مديريت تالار ها نمائيد تا از چرخش افراد در ميان سالنهاي با آلودگي متفاوت يا با سن متعدد دوري شود . براي بازديدكنندگان خرقه و روپوش هاي مجزا و منحصر آماده نمائيد . اشخاص را قبل از ورود در دست گرفتن نمائيد . به هيچ وجه اجازه ورود رانندگان كاميون به سالن ها ندهيد .كارگران پاره وقت نيز مي بايست جامه مختص خويش را داشته و به طور آراسته شستشو شوند . 
برنامه 
توسعه يافته گام به قدم پاك 
سازي سالن هاي كثيف : ـ تالار ها را به طور كامل تخليه نماييد ( تمام طيور و لوازم و امكانات قابل انتقال و هر آنچه كه احتمال آلودگي داشته باشد .) 
ـ بستر و كليه فضولات را از كف تالار منتقل فرمائيد . 
ـ كليه سطوح داخلي و خارجي ديوارها ، سقف ، ستون ها ، تهويه ها و دريچه هاي آن ، مجاري ورود هوا و ساير جاها را به طور دقيق با فشار آب شستشو دهيد . به كارگيري از مواد پاك كننده سرعت اين شستشو را بالا مي موفقيت . 
ـ از تركيبات فنل دار يا اين كه اسيد كرسيليك با غلظت مناسب و يا اين كه تركيبات كلردار 025/0% استفاده و همه سطح ها داخلي و خارجي تالار را ضدعفوني نماييد . 
ـ كف سالن و تمامي ديوارها تا طول 5/1 تا 2 متر و ستون هاي آن را با اسپري محلول 1/0% گلوتارآلدئيد در يك گالون براي 10 متر مربع ضدعفوني نمائيد . همچنين به شعاع 2 تا 5 متري (5 تا 10 فوت ) گوشه و كنار سالن و درهاي ورودي را اسپري فرمائيد . همه منافذ ورودي و مبادي تالار ها را به دوران 24 ساعت مسدود نموده و هيچ نوع تهويه اي انجام ندهيد . روز بعد با ايجاد گاز فرمالدئيد و بستن منافذ و محل ورود هاي سالن ، هواي آن و زواياي غير قابل دسترسي را ضد عفوني كنيد . 
ـ مبادي ورودي و ستون هاي داخلي و هم سطح ديوارها را با اسپري ضد حشره دربردارنده كاربايل با غلظت پيشنهاد گرديده ضد عفوني نماييد تا ورود حشره‌ها ناقل تا حدي در اختيار گرفتن شود . با اضافه نمودن مالاتيون و يا اين كه استعمال توام با گريسيليك اسيد مي بضاعت و توان در مكان هاي متفاوت از آن به كار گيري نمود . 
ـ تجهيزات سالن را آنگاه از شستشو و ضد عفوني مجدداً به سالن انتقال دهيد . 
ـ به مقطع دو هفته سالن را خالي نگه داريد . 
ـ در رخ وجود سوابق بيماري محيط بيرون تالار را نبايد از نظر دور داشت و مي بايست تمهيدات خاصي براي دوري از عفونت و آلودگي مجدد در حيث گرفت . 
ـ جوجه ها را حتماً از جوجه كشي عاري از عوامل مايكوپلاسما تهيه كرده و حتي در اين مسئله تخم مرغها و وسايل حمل آنها نيز بايستي كنترل گردند . 
ـ كاركنان مرغداري بايد جهت رسيدگي ، از تالار هاي داراي جوجه هاي جوان به طرف سالن هاي داراي جوجه هاي مسن خيس جنبش كنند . 
( در رخ مراقبت گله هاي با سن گوناگون ) ـ 
خوبتر هست سن تمامي گله ها يكسان باشد و از محل هاي مجزايي سرويس ها بگيرند (مخازن دان مجزا) ـ كارگران و دست اندركاران نگهداري گله ها را مكلف به استعمال از جامه و كفش مطلوب و جدا از هم كنيد و براي ساير افرادي كه حضور دائمي ندارند لباس هاي جداازهم و مشخصي در حيث داشته باشيد . اين مسائل اثرات چشمگيري در در اختيار گرفتن و جلوگيري از بيماري دارااست . 
ـ در صورت ارائه خدمت بوسيله خودرو ها و وسايل نقليه مشترك (جهت حمل دان و حمل تخم مرغ ) رانندگان آن ها نبايد ماشين را كنار گذاشتن كنند . 
و در صورت عدم قابليت و امكان رعايت اين زمينه حدالامكان نبايد وارد مخازن دان شوند 


برچسب: ماشين جوجه كشي،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱ خرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۳۸:۴۷ توسط:ت.ج موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :